دانلود مداحی سینه زن ها میرسند از راه لشکر را ببین از حاج محمود کریمی

دانلود نوحه زیبای «سینه زن ها میرسند از راه لشکر را ببین» با نوای دلنشین حاج «محمود کریمی» از سایت مداحی دات آی ار
این مداحی شنیدنی با سبک ویژه حاج «محمود کریمی» میتواند انتخاب مناسبی برای مراسم عزاداری و هیئت ها باشد.
همین حالا میتوانید این اثر را به صورت آنلاین گوش کنید یا با کیفیت بالا دانلود نمایید.
Download the new track “Sineh Zan Ha Miresand Az Rah Lashkar Ra Bin” by Haj Mahmod Karimi
متن نوحه
سینهزنها میرسند از راه، لشکر را ببین
پای ما وا شد به روضه؛ لطف مادر را ببین
قرب، یعنی گریهکردن پابهپای روضهها
گریه ما را میبرد تا عرش، شهپر را ببین
نام تو بردیم و إذن نوکری ما رسید
اوّل راهیم امّا حرف آخر را ببین
وای بر دشمن! محرّم آمد و إحیاء شدیم
آی دنیا! تازه در این خاک، محشر را ببین
میتوان از پرچمت هم حاجت خود را گرفت
منتسببودن به تو شرط است، باور را ببین
گریه کردم تا به چشم تو بیایم باز هم
التماس این نگاه نوحهپرور را ببین
تا همیشه عهدهدار خرجی ما، فاطمه است
شببهشب در چای خانه، موج کوثر را ببین
خواستی سر در بیاری از مرام اهل بیت
مستجابُ الدّعوههای پشت این در را ببین
تا قیامت مثل زهرا باش گریان حسین
هرچه بادا باد؛ ای دل! جان تو، جان حسین
چشمها یاد تو، دست از خواب راحت میکشند
محتشمها باز هم داد از قیامت میکشند
فاطمه، پیراهنت آورده فهمیدم چرا
زودتر از ما، ملائک وامصیبت میکشند
انبیاء دارند میببینند بزم گریه را
ما میان روضه؛ آنها آه حسرت میکشند
جای بازی، کودکان دارند تکیه میزنند
بچّهها بر هرچه غیر از کربلا، خط میکشند
باید اینجا پیر گردی تا بدانی که چرا
پیرترها بیشتر دارند زحمت میکشند
راستی این روزها باران که میبارد حسین
سینهزنهای شما خیلی خجالت میکشند
مثل آقای شهیدم بارها بعد از نماز
چشمها را گریهکنها روی تربت میکشند
مثل زنهای جوانمرده بیا و صیحه کن
وای! مسلم را بهروی خاک غربت میکشند
بر سر دروازهها دور تو میگردم حسین
آه ای آوارهام! آوارهات کردم حسین
سرنهادم روی هر دیوار، با من گریه کرد
طوعه آب آورد امّا زار با من، گریه کرد
بر سر دروازه، آویزانم و از بیکسیم
باد با من ناله زد؛ نیزار با من، گریه کرد
دخترانم هیچ؛ فکر دخترانت سوختم
تا که گفتم از حرم، بازار با من گریه کرد
سنگی از بامی سرم بشکست، دیدم بیکس است
گفتمش از زینب و بازار؛ با من، گریه کرد
ریسمانی دور حلقومم بهجایم داد زد
نیزهای بر پهلویم انگار با من گریه کرد
یاد دندان ثنایای تو، دندانم شکست
آب هم با کاسهای خونبار، با من گریه کرد
بیکسم دیدند و دورم جمع ناکس هم رسید





