دانلود مداحی سلام آقا دلم خيلي گرفته حاج سیدرضا نریمانی
دانلود مداحی زیبای «سلام آقا دلم خيلي گرفته» با نوای دلنشین حاج «سیدرضا نریمانی» از سایت مداحی دات آی ار
این مداحی شنیدنی با سبک ویژه حاج «سیدرضا نریمانی» میتواند انتخاب مناسبی برای مراسم عزاداری و هیئت ها باشد.
همین حالا میتوانید این اثر را به صورت آنلاین گوش کنید یا با کیفیت بالا دانلود نمایید.
Download the new “Salam Agha Delam Kheili Gerefte” by Haj SeyedReza Narimani
متن نوحه
سلام آقا دلم خیلی گرفته
یه دنیا بغض سنگین دارم امشب
میدونم که شما هم داغداری
پریشونی مثل احوال زینب
سلامت میکنم ای مهربونم
عزیز من صدامو داری آقا
به امید جواب اینجا نشستم
میدونم که هوامو داری آقا
حسین حسین حسین
سلام ای دلبر صحرا نشینم
دلت خونه برا اولاد زهرا
سلام ای داغدار جسمِ بیسر
که عُریان مونده خاک صحرا
یه ساله فکر و ذکر ما همین بود
مُحرم شِه با هم روضه بگیریم
یه ساله روز و شبها رو شمردیم
الهی که شب سوم بمیریم
محرم شد شما هم گریه دارید
خدا صبرت بده دورت بگردم
میدونستم اگه امشب کجایی
خودم اشک چشاتو پاک میکردم
کجایی تو کدوم خیمه نشستی
کجا گریون داغ کربلایی
ما واسه جدتون روضه گرفتیم
میشه تو مجلس ما هم بیایی
الهی قربون پیرهن سیاهت
بمیرم واسه اون اشکای چشمت
شدم بدجور اسیر خشکسالی
چشامو تَر کن از دریای چشمت
بدم اما به من هم اِذن دادی
برا جَدِّ شما مشکی بپوشم
آخه من لایق این حرفا نیستم
شما پرچم گذاشتین روی دوشم
من آلودم بیا پاکم کن اول
ببین بار گناه آوردم امشب
امیدم رو به این یک ماه بستم
قدر یکسال آه آوردم امشب
حسین آوارهی صحرا شد ای وای
مگه میشه که ما آروم بگیریم
شما که روضه رو با چشم دیدی
بیا روضه بخون تا ما بمیریم
بمیرم که شما دیدی چهجوری
با یه نیزه زمین زد آسمون رو
خدا صبرت بده تو این مصیبت
به قتل صبر کشتن جَدّتونو
سر فرصت حسینو دوره کردن
یکی نیزه یکی با سنگ میزد
به موهایی که صحرا شونه میزد
سَنان با دست خونی چنگ میزد
اینجا هزار حرمله در انتظار توست
آقا برای آمدنت کم شتاب کن
رحمی به روز من نه، به روز رقیه کن
فکری به حال من نه، به حال رباب کن
رحمی نمیکنند عزیزم به هیچکس حتی
به تشنهای که فقط شیرخواره است
در کوفهای که وعدهی ثبات مردمش
تنها برای دخترکان گوشواره است
اینجا نیا که آخر سر چشم میزنند
این چشمها به قامت آباورت حسین
این دستها که دیدهاند از کینه میبُرند
انگشت را به خاطر انگشترت حسین
برگرد جان من که نبینی
ز بامها آتش کشیدهاند سر و دست و شانه را
یا از فراز نیزه نبینی که
میزنند بر پیکر سهسالهی تو تازیانه را
میترسم از دمی که بیایند دختران
با گونههای زخمی و نیلوفری نیا
این شهر بیحیاست جان سکینهات
میترسم از حرامی و بیمعجری نیا
برا مسلم این غم خیلی بده
که اون دستی که بهش سیلی زده
به استقبال زینب اومده، دلش خونه
تا اون نامرد دستشو بست
گفت حسین جان خواهرت رو برگردون
سیلی که خورد ناله زد گفت
دخترت رو برگردون
تشنه موند و گفت رباب و اصغرت رو برگردون
اینا از آلِ علی بیزارن
داغ علی رو دلت میذارن
خولی و شمر و سَنان مَلعون
نقشه برای سر تو دارن
شنیده مسلم درد حیدرو
خودش زود رفت وا کرد اون درو
نزد هیچکس پشت در طوعه رو بمیرم من
حمله کردن مرد جنگ کم نیاورد رو به روی اون لشکر
اما مسلم رو زمین زد یاد اون روز حیدر
اون روزی که تو مدینه حیدرو کشت میخ در
غربت حیدر که مادرو کشت
سیلی به مادر صد حیدرو کشت
تیر سهشعبه، میخ دره که
علی و زهرا و بچه رو کشت
خبر مسلم اومد محضرش
تا که گفتن چی اومد به سرش
حسین پرسید از حال دخترش بمیرم من
گریه کرد و شد فراموش داغ بابا روی پای ثارالله
من بمیرم واسه حال دخترای ثارالله
گریه کردن سیلی خوردن تو عزای ثارالله
چی بگم از این رسم زمونه
غم رقیه دل میسوزونه
یتیم ارباب مونده و رسمِ یتیمنوازی با تازیونه
ای حسین...

شهادت امام حسین (ع)


شهادت امام حسین (ع)
شهادت امام حسین (ع)
شهادت امام حسین (ع)
مدح حضرت زینب (س)
شهادت امام حسین (ع)
مدح حضرت زینب (س)
شهادت امام حسین (ع)