دانلود مداحی گوش تا گوش جهان پر شده بود از حاج مهدی سلحشور
دانلود نوحه زیبای «گوش تا گوش جهان پر شده بود» با نوای دلنشین حاج «مهدی سلحشور» از سایت مداحی دات آی ار
این مداحی شنیدنی با سبک ویژه حاج «کربلایی حسین ستوده» میتواند انتخاب مناسبی برای مراسم عزاداری و هیئت ها باشد.
همین حالا میتوانید این اثر را به صورت آنلاین گوش کنید یا با کیفیت بالا دانلود نمایید.
Download the new track “Gosh Ta Gosh Jahan Por Shodeh Bod“ by Haj Majid Mahdi Salahshor
متن نوحه
گوش تا گوش جهان پر شده بود
از غم و ماتم و دما دم عطش و داغ
برای دل بیتاب اهالی حرم بودفراهم
و فقط خون خدا بود
و یک دشت پر از کشتهی مردان بنیهاشم
و یاران همه گلچین شدهی فصل محرم
و در آن لحظه که میسوخت دل فاطمه کم کم
که به بند عطش افتاده صفا،مروه،مِنا، کعبه،
مقام و حجرالاسود و زمزم
شه عالم، نفس حضرت خاتم،
پسر صاحب شمشیر دو دم،
علت ایجاد همه عالم و آدم
پسر فاطمه، سلطان عرب شاه عجم، عشق مجسم
وسط هلهلهها، یکه و تنها
وسط لشکری از حرملهها
زیر لب آهسته، به طوری که
همه خلق شنیدن چنین گفت:
مرا کیست که یاری بکند؟
ابتدا پیکر یاران به خون خفته تکان خورد
و آنگاه در ان سوی هیاهو همه دیدند
که گهواره تکان خورد
و سپس هیچ صدایی نشنیدند
به غیر از رجز گریه شش ماهه
که میگفت هنوزم که هنوز است
کسی هست کاری بکند؟
فاتح میدان شده، طوفان شده
مردانه در این قائله چون تیغ دو دَم
گرد و غباری بکند؟
چون علم افتاده علمدار شود معرکهداری بکند؟
میشود اصلا که کسی نام علی داشته باشد
ولی آن دو که هنگامه رزم است
به تن جامه پیکان نپوشد
به خدا رشته قنداقه خود پاره کند ۲
چون تو غریبی، وسط معرکه هیهات اگر تکیه به گهواره کند
با رجز گریه خود دشمن
دلسنگ تو را یکتنه
بیچارهی بیچاره کنم
و سپس بر سر معراج دو دستت بنشانم
و به این قوم نشانم بده
جانم بستان از من و جانم بده ساقی
تو از آن می به هفتاد نفر دادی
از آنم بده
یک نگاهی۲
سپس آرام چنین گفت:
آن لشکر مضطر، پدرم شخص پیمبر،
پدرم حضرت حیدر، پدرم ساقی و ساغر
پدرم از همه دلبر، پدرم دلبر داور
پدرم آیهی اکبر، پدرم با همهی عرش برابر
پدرم محشرِ محشر
پدرم عشق ولی حیف در این دشت
دگر قوم مهاجر پدرم لشکر انصار ندارد،
پدرم جز منه شش ماهه دگر یار وفادار ندارد، پدرم یوسف زهراست ولی گرمیِ بازار ندارد،
پدرم یوسف زهراست ولی هیچ خریدار ندارد، چه کنم چون پدرم یار ندارد!
و پدر روی به آن قوم چنین گفت:
ببینید ببینید که این کودک شش ماهه که آزارندارد
به کسی کار ندارد، پسرم قدرت پیکار ندارد،
پسرم رنگ به رخسار ندارد
و چنان هُرم عطش طاقت او برده که حتی به خدا قدرت نوشیدن یک جرعه سرشار ندارد
(پسرم راستی ای قوم بلا
این سر او طاقت رفتن به سر دار ندارد) (۲)
سپه هلهله خاموش شد آنگاه
در آن معرکه ما هیچ صدایی نشنیدیم
به جز آنکه یکی گفت: پدر را بزنم یا که پسر را؟!
پدر آهسته به خود گفت:(پدر را) ۲
ولی آن تیر چه تیری
گره خورده سه تا تیغه شمشیر به هم
تیر همان تیر که با زهر برادر شده
با نیزه برابر شده،
دارای سه پر بود و بر ساقی خشکیده تبر بود
وای از آن خنده آخر که به لبهای پسر بود
مزن انقدر به بابا خنده، مکن انقدر مرا شرمنده
میزنی خنده به من، علت چیست؟!
مگر این خنده دشمن بس نیست؟!
در این سو همه همهمه بر لب، همه فریادکنان
دستمریزاد به گفتن به تیرافکنشان حرمله
اما چه بگویی از آن سو وسط خیمه، پریشان
نگران مادر او چشم به در بود
میگفت چه کند حضرت ارباب!

مسلم بن عقيل (ع)
شهادت امام حسین (ع)
مسلم بن عقيل (ع)
کربلا
شهادت امام حسین (ع)
شهادت امام حسین (ع)


مناجات با امام زمان (عج)
